خانه
گاما

درسنامه آموزشی عربی کلاس نهم

درس 4: اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الْفَرَجِ

بازدید180/4 K
تاریخ بروزرسانی1401/08/22

اَلْمُعْجَم (29 کلمهٔ جدید)

أَبْحاث: پژوهش‌ها (مفرد: بَحْث) اِحْتَرَقَ: آتش گرفت (مضارع: یَحْتَرِقُ)
أَداء: به جا آوردن، انجام دادن إذِ:ْ آن‌گاه
أَصابَ: برخورد کرد (مضارع: یُصیبُ) أَفْرِقَةَ: تیم‌ها، گروه‌ها (مفرد: فَریق)
اِنْکَسَرَ: شکسته شد (مضارع: یَنْکَسِرُ) بَغْتةً: ناگهان
تَعْدِلُ: برابر است تَقْتَرِبُ مِنّا: به ما نزدیک می‌شود (ماضی: اِقْتَرَبَ)
جامِعَة: دانشگاه حَرب: جنگ (حَربیَّة: جنگی)
حَیّاکَ اللهُّٰ: زنده باشی دُخان: دود
ریاح: بادها (مفرد: ریح) زاحَمْتُکَ: شما را به زحمت انداختم
شَباب: جوانان (مفرد: شابّ)، دورۀ جوانی صَرَخَ: فریاد زد (مضارع: یَصْرُخُ)
صَلّیٰ: نماز خواند (مضارع: یُصَلّی) عَصَفَ: وزید (مضارع: یَعْصِفُ)
فَرَج: گشایش، رهایی از سختی فَقَدَ: از دست داد (مضارع: یَفْقِدُ)
مُحاوَلَة: تلاش کردن مَضَی: گذشت (مضارع: یَمْضی)
مَطَر: باران «جمع: أَمْطار» مُواصَلَة: ادامه دادن
میاه: آب‌ها «مفرد: ماء» نَباتات: گیاهان «مفرد: نَبات»
نَزَلَ: پایین آمد (مضارع: یَنْزِلُ)  

نَصِّ الدَّرسِ: اَلصَّبرُ مِفتاحُ الْفَرَجِ

صبر کلید گشایش است.

وَقَعَتْ هٰذِہِ الْحِکایَةُ قَبْلَ سَنَواتٍ بَعیدَةٍ فی أَحَدِ الْبِلادِ.
این حکایت سال‌های دور در یکی از کشورها (سرزمین‌ها) روی داده است.

ذَهَبَ اثْناعَشَرَ طالِباً مِنْ طُلّابِ الْجامِعَةِ مَعَ أُستاذِهِم إلَی سَفْرَةٍ عِلْمیَّةٍ لِتَهیِئَةِ أَبْحاثٍ عَنِ الْأَسْماکِ؛
دوازده دانشجو از دانشجویان دانشگاه همراه استادشان برای تهیه پژوهش‌هایی دربارۀ ماهی‌ها به گردش علمی (سفری علمی) رفتند.

کانَتْ میاهُ الْبَحرِ هادِئَةً؛ فَجأَةً ظَهَرَ سَحابٌ فِی السَّماءِ؛ ثُمَّ عَصَفَتْ ریاحٌ شَدیدَةٌ وَ صارَ الْبَحرُ مَوّاجاً.
آب‌های دریا آرام بود، ناگهان ابری در آسمان آشکار شد (ظاهر شد) پس بادهای سختی (شدیدی) وزید (وزیدند) و دریا توفانی شد.

فَأَصابَتْ سَفینَتُهُم صَخْرَةً؛ فَخافوا؛ السَّفینَةُ انْکَسَرَتْ قَلیلاً وَلکِنَّها ما غَرِقَتْ؛ عِندَما وَصَلوا إِلَی جَزیرَةٍ مَجهولَةٍ، فَرِحوا کَثیراً وَ شَکَروا رَبَّهُم وَ نَزَلوا فیها؛
کشتی‌شان به صخره‌ای (تخته سنگی) برخورد کرد (اصابت کرد)؛ کشتی کمی شکست ولی غرق نشد. وقتی که به جزیره‌ای (خشکی‌ای) رسیدند، بسیار خوشحال شدند و پروردگارشان را شکر کردند و در آن پیاده شدند.

مَضَی یَومانِ؛ فَما وَجَدوا أَحَداً فِی الْجَزیرَةِ و ما جاءَ أَحَدٌ لِنَجاتِهِم؛ قالَ لَهُمُ الْسُتاذُ:
دو روز گذشت و کسی را در جزیره پیدا نکردند و کسی برای نجاتشان (رهایی‌شان) نیامد، استادشان به آنها گفت:

«یا شَبابُ، عَلَیکُم بِالْمُحاوَلَةِ. اِسْمَعوا کَلامی وَ اعْمَلوا بِهِ کَأَنَّهُ ما حَدَثَ شَیءٌ. عَلَیْکُم بِمُواصَلَةِ أَبْحاثِکُم.»
«ای جوانان، باید تلاش کنید. (تلاش بر شما لازم است. یا هر ترجمه مشابه دیگری) سخنم را گوش کنید و به آن عمل کنید؛ گویا (انگار، مثل این که) چیزی نشده است (چیزی اتفاق نیوفتاده است)، باید پژوهش‌هایتان (تحقیقتان) را ادامه دهید.» (ادامه دادن پژوهش‌هایتان بر شما لازم است).

ثُمَّ قَسَّمَهُم إلَی أَربَعَةِ أَفْرِقَةٍ وَ قالَ لِلْفَریقِ الْأَوَّلِ: «یا طُلّابُ، اِبْحَثوا عَنْ صَیْدٍ وَ اجْمَعوا الْحَطَبَ.»
سپس آنها را به چهار گروه (تیم) تقسیم کرد و به گروه اول گفت: «ای دانشجویان، دنبال صیدی بگردید و هیزم جمع کنید.»

وَ قالَ لِلْفَریقِ الثّانی: «یا طالِبانِ، اِجْلِبا بَعْضَ الْأَشیاءِ الضَّروریَّةِ مِنَ السَّفینَةِ.»
و به گروه دوم گفت: «ای دانشجوها (دو دانشجو) مقداری چیزهای ضروری از کشتی بردارید. (حمل کنید)

وَ قالَ لِلْفَریقِ الثّالِثِ: «یا طالِباتُ، اُطْبُخْنَ طَعاماً.»
و به تیم سوم گفت: «ای دختران دانشجو، غذایی برایمان بپزید.»

وَ قالَ لِلْفَریقِ الرّابِعِ: «یا طالِبَتانِ، اِبْحَثا عَنْ مَوادَّ غِذائیَّةٍ.»
و به گروه چهارم گفت: «ای دو دختر دانشجو، دنبال مواد خوراکی (غذایی) بگردید.»

ثُمَّ قالَ لِلْجَمیعِ: ﴿اِصْبرِوا إِنَّ اللهَ مَعَ الصّابِرینَ﴾ مَضَی أُسْبوعٌ. فی یوَمٍ مِنَ الْأَیّامِ نَزَلَ مَطَرٌ شَدیدٌ وَ أَصابَتْ صاعِقَةٌ سَفینَتَهُم فَاحْتَرَقَت.
سپس به همگی گفت: «صبر کنید، زیرا (قطعا) خدا با صبرکنندگان است». یک هفته (هفته‌ای) گذشت. در روزی از روزها باران شدیدی بارید (نازل شد) و صاعقه‌ای به کشتی آنها برخورد کرد (اصابت کرد) و کشتی آتش گرفت.

قالَ الطُّلّابُ: «لا رَجاءَ لِنَجاتِنا». فَقَرَأَ الْأُستاذُ هذِەِ الْآیةَ ﴿یا أَیُّهَا الّذینََ آمَنوا اصْبِروا﴾.
دانشجویان گفتند: «هیچ امیدی به نجاتمان نیست.» پس استاد این آیه را خواند: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید صبر کنید.»

حَزِنَ الطُّلّابُ وَ قالوا: «فَقَدْنا سَفینَتَنا.»
دانشجو‌ها ناراحت شدند (غمگین شدند) و گفتند: «کشتیمان را از دست دادیم.»

وَ بَعْدَ أَداءِ الصَّلاةِ وَ الدُّعاءِ صَرَخَ أَحَدُهُم بَغْتَةً: «اُنظُروا یا زُمَلائی. اُنظُرْنَ یا زَمیلاتی. تِلْکَ سَفینَةٌ حَربیةٌَّ تَقتَرِبُ مِنّا.»
و پس از به جا آوردن (انجام، ادای) نماز و دعا یکی از ایشان ناگهان فریاد زد: «ای پسران همکلاسی‌ام نگاه کنید. ای دختران هم کلاسی‌ام نگاه کنید. آن یک کشتی (کشتی‌ای) است که به ما نزدیک می‌شود.»

السَّفینَةُ الْحَربیَّةُ اقتَرَبَتْ مِنْهُم وَ نَزَلَ مِنها جُنودٌ. فَرِحَ الطُّلّابُ وَ سَأَلوا الْجُنودَ:
کشتی جنگی به آنها نزدیک شد و سربازان از آن پیاده شدند. دانشجویان خوشحال شدند و از سربازان پرسیدند:

«کَیفَ وَجَدْتُم مَکانَنا؟»
«چگونه جای ما را یافتید؟»

أَجابَ الْجُنودُ: «رَأَیْنا دُخاناً مِنْ بَعیدٍ. فَأَتَیْنا وَ شاهَدْناکُم.»
سربازان جواب دادند: «دودی از دوردست دیدیم. پس آمدیم و شما را دیدیم.»

درست یا نادرست (صفحهٔ 52 کتاب درسی)

 

با توجّه به متن درس گزینهٔ درست و نادرست را معلوم کنید.

1- ذَهَبَ الطُّلّابُ إلَی هذِهِ السَّفْرَةِ لِتَهیِئَةِ أَبْحاثٍ عَنِ النَّباتاتِ. نادرست
دانشجویان برای تهیه پژوهش دربارۀ گیاهان به این سفر رفتند.

2- ما وَجَدَ الطُّلّابُ إِنساناً غَیْرَهُم فِی الْجَزیرَةِ. درست
دانشجویان انسانی غیر از خودشان در جزیره نیافتند.

3- عَشَرَةُ طُلّابٍ کانوا فِی السَّفْرةِ الْعِلْمیَّةِ. نادرست
ده دانشجو در سفر علمی بودند.

4- کانَتْ میاهُ البَحْرِ هادِئَةً فی البِدایَةِ. درست
در ابتدا آب دریا آرام بود.

5- وَقَعَتْ هذِهِ الْحِکایَةُ قَبْلَ سَنَةٍ. نادرست
این حکایت دو سال قبل اتفاق افتاد.

بدانیم: فِعْلُ الْأمْرِ (2)

یا أَولادُ، اِفْعَلوا، یا بَناتُ، اِفْعَلْنَ
یا وَلَدانِ، اِفْعَلا، یا بِنْتانِ، اِفْعَلا

سفر با اتوبوس

رَجاءً، اِنْزِلوا مِنَ الْحافِلَةِ.
لطفا از اتوبوس پایین بیایید.

رَجاءً، اِنْزِلْنَ مِنَ الْحافِلَةِ.
لطفا از اتوبوس پایین بیایید.

یافتن جواب سوال‌ها در کتاب

اِبْحَثا عَنِ الْجَوابِ فِی الْکِتابِ.
جواب را در کتاب جستجو کنید.

یافتن جواب سوال‌ها

اِبْحَثا عَنِ الْجَوابِ فِی الْکِتابِ.
جواب را در کتاب جستجو کنید.

در این درس با فعل امر آشنا می‌شوید. به فرق میانِ فعل مضارع و امر توجّه کنید و ترجمهٔ آنها را بیاموزید.

شخص فعل مضارع فعل امر

تَفْعَلونَ
(جمع مذکر مخاطب)

انجام می‌دهید.

اِفْعَلوا

انجام بدهید.

تَفْعَلْنَ
(جمع مؤنث مخاطب)
اِفْعَلْنَ

تَفْعَلانِ
(مثنی مذکر مخاطب)      (مثنی مؤنث مخاطب)
اِفْعَلا

فرق «فعل مضارع» و «فعل امر» را بیابید.

فعل مضارع فعل امر فعل مضارع فعل امر
تَرْحَمونَ: رحم می‌کنید اِرْحَموا: رحم کنید تَصْعَدْنَ: بالا می‌آیید اِصْعَدْنَ: بالا بیایید
تَنْزِلانِ: پایین می‌آیید اِنْزِلا: پایین بیایید تَقْبَلانِ: می‌پذیرید اِقْبَلا: بپذیرید
تَشْکُرونَ: تشکر می‌کنید اُشْکُروا: تشکر کنید تَرْسُمْنَ: نقّاشی می‌کنید اُرْسُمْنَ: نقّاشی کنید

ترجمه کنید.

اِقْبَلِ الْکَلامَ الْحَقَّ. سخن حق را بپذیر اُرْسُمی صورَةَ الشَّهیدِ. تصویر شهید را نقاشی کن
اِغْسِلا أَیدیَکُما قَبْلَ الْغَداءِ. دستانتان را پیش از ناهار بشویید اُسْجُدا لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ. برای خداوند، پروردگار جهانیان سجده کنید
﴿اُذْکُروا نِعْمَةَ اللهِ عَلَیکُم﴾ نعمت خدا را بر خودتان یاد کنید اُهْرُبْنَ مِنْ جَلیساتِ السّوءِ. از همنشینان بد بگریزید.

التَّمارین

التَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 55 کتاب درسی)

 

توضیحات زیر مربوط به کدام واژۀ جدید از درس است؟

1- بِلادٌ کَبیرَةٌ جِدّاً فی شَرقِ آسیا. (اَلصّین)
سرزمینی بسیار بزرگ در شرق آسیا (چین)

2- إِدامَةُ الْعَمَلِ وَ الاِسْتِمرارُ عَلَیهِ. (اَلْمُواصَلَة)
ادامه دادن و استمرار بر آن (ادامه دادن)

3- شَیءٌ ضَروریٌّ لِلْحَیاةِ، نَشْرَبُهُ وَ لا لَونَ لَهُ. (اَلْماء)
چیزی ضروری برای زندگی که آن را می‌نوشیم و هیچ رنگی ندارد (آب)

4- یُدَرِّسُ فیهَا الْأُسُتاذُ وَ یَتَخَرَّجُ مِنهَا الطُّلّابُ. (اَلْجامِعة)
استاد در آنجا درس می‌دهد و دانشجویان از آن دانش‌آموخته (فارغ التحصیل) می‌شوند.  (دانشگاه)

5- اَلَّذینَ وَصَلوا إِلَی سِنِّ الْبُلوغِ وَ لَیسوا أَطفالاً. (شَباب)
کسانی که به سن بلوغ رسیده‌اند و کودک نیستند. (جوانان)

6- مَجموعَةٌ مِنَ الرّیاضیّینَ أَوْ جَماعَةٌ مِنَ الزُّمَلاءِ فِی الْعَمَلِ. (اَلْفَریق)
مجموعه‌ای از ورزشکاران یا جمعی از همکاران.  (تیم)

التَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 55 کتاب درسی)

 

جمله‌های زیر را با توجّه به تصویر ترجمه کنید.

خارج شدن از کلاس

یا أَصدِقائی، رَجاءً، اُخْرُجوا مِنَ الصَّفِّ.
ای دوستانم، لطفاً از کلاس خارج شوید.

خارج شدن از کتابخانه

یا صَدیقاتی، رَجاءً، اُخْرُجْنَ مِنَ الْمَکْتَبَةِ.
ای دوستانم لطفاً از کتابخانه خارج شوید.

جا به جایی میز

یا صَدیقانِ، اِحْمِلا هذِەِ الْمِنضَدَةَ.
ای دو دوست (دوستان)، این میز را بردارید.

حل مسئله

یا صَدیقَتانِ، اُکْتُبا جَوابَ السُّؤالَینِ.
ای دو دوست (دوستان) پاسخ این دو پرسش را بنویسید.

التَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 56 کتاب درسی)

 

آیات شریفهٔ زیر را ترجمه سپس فعل‌های امر را معلوم کنید.

1- ﴿رَبِّ إِنّی ظَلَمْتُ نَفْسی فَاغْفِرْلی﴾ (قصص 16)
(ای) پروردگارم من به خودم ستم کردم پس مرا بیامرز.
فعل امر: اغْفِرْ

2- قالَ اللهُ لِموسی و هارون ﴿اِذْهَبا إِلَی فِرعَونَ﴾ (طه 43)
خدا به موسی و هارون گفت: به سوی فرعون بروید.
فعل امر: اِذْهَبا

3- ﴿رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنتَ خَیْرُ الرّاحِمینَ﴾ (مؤمنین 118)
(ای) پروردگارم بیامرز و رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.
فعل امر: ارْحَمْ - اغْفِرْ

4- ﴿... اِعْمَلوا صالِحاً إِنّی بِما تَعْمَلونَ عَلیمٌ﴾ (مؤمنون 51)
کار درست انجام دهید زیرا (بی گمان) من به آنچه انجام می‌دهید آگاه (دانا) هستم.
فعل امر: اِعْمَلوا

5- ﴿وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدوا لِآدَمَ فَسَجَدوا إلّا إبْلیسَ﴾ (بقره 3)
و آن گاه که به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده کنید پس سجده کردند.
فعل امر: اسْجُدوا

التَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 57 کتاب درسی)

 

جمله‌های عربی را به فارسی ترجمه کنید و بنویسید چرا ترجمهٔ فارسی یکی است؟

جملهٔ عربی ترجمهٔ فارسی چرا ترجمه یکی است؟
یا طُلّابُ، اُنْظُروا إلَی نُزولِ الْمَطَرِ.
یا طالِباتُ، اُنْظُرْنَ إلَی نُزولِ الْمَطَرِ.
ای دانش آموزان، به بارش باران بنگرید. از آنجا که در فارسی بین امر مذکّر و مؤنّث فرقی نیست، ترجمه یکسان شده است.
یا طالِبانِ، اِلْبَسا مَلابِسَ مُناسِبَةً.
یا طالِبَتانِ، اِلْبَسا مَلابِسَ مُناسِبَةً.
ای دو دانش آموز (دانش آموزان) جامه‌هایی (لباس‌هایی) مناسب بپوشید.

التَّمْرینُ الْخامِسُ (صفحهٔ 57 کتاب درسی)

 

هر کلمه را به توضیح مناسب آن وصل کنید. «دو کلمه اضافه است»

1- قاطِعُ الرَّحِمِ: هوَ الَّذی لا یَذهَبُ لِزیارَةِ أَقرِبائِهِ.
جدا کننده فامیل: کسی که دیدار نزدیکانش نمی‌رود

2- اَلْمُواصَلَةُ: ادامه دادن (کلمه اضافی)

3- اَلْجامِعَةُ: مَکانٌ لِلتَّعلیمِ الْعالی بَعْدَ الْمَدرَسَةِ.
دانشگاه: محل تحصیلات عالی بعد از مدرسه

4- اَلْحَطَبُ: أَخشابٌ مُناسِبَةٌ لِلِاحْتِراقِ.
هیزم: چوب‌های مناسب برای آتش زدن

5- اَلدُّخانُ: اَلشَّیءُ الَّذی یَصْعَدُ مِنَ النّارِ.
دود: چیزی که از آتشی بالا می‌رود.

6- اَلذَّهاب: (کلمه اضافی)

7- اَلْفَرَجُ: حَلُّ الصِّعابِ وَ الْمُشکِلاتِ.
گشایش: حل سختی‌ها و مشکلات

کَنْزُ الْحِکْمَةِ (صفحهٔ 58 کتاب درسی)

 

بخوانید و ترجمه کنید.

1- لا عَمَلَ کَالتَّحْقیقِ.
هیچ کاری مانند تحقیق نیست.

2- اَلْعِلْمُ أَصْلُ کُلِّ خَیْرٍ وَ الْجَهلُ أَصْلُ کُلِّ شَرٍّ.
دانش ریشهٔ هر خوبی و نادانی ریشه هر بدی است. (علم، اصل هر خیر و جهل، اصل هر شرّ است.)

3- اُطْلُبوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصّینِ؛ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَریضَةٌ.
دانش را جستجو کنید گرچه در چین باشد؛ زیرا جستن دانش بایسته است. (علم را طلب کنید، ولو در چین باشد که قطعاً طلب علم واجب است.)

4- خَیْرُ الدُّنیا وَ الْآخِرَةِ مَعَ الْعِلْمِ وَ شَرُّ الدُّنیا وَ الْآخِرَةِ مَعَ الْجَهلِ.
خوبیِ دنیا و آخرت همراه دانش و بدی (شرّ) دنیا و آخرت همراه نادانی است.

5- لَیْسَ الْعاقِلُ مَن یَعْرِفُ الْخَیْرَ مِنَ الشَّرِّ وَلکِنَّ الْعاقِلَ مَن یَعْرِفُ خَیْرَ الشَّرَّینِ.
دانا کسی نیست که خوبی را از بدی بشناسد (تشخیص دهد) بلکه دانا کسی است که بهترین را از میان دو بد (دو شر) بشناسد. (اشاره به اینکه از میان بد و بدتر بد را تشخیص دهد.)

تحقیق کنید (صفحهٔ 59 کتاب درسی)

 

با استفاده از نرم افزار قرآن یا کتاب «اَلْمُعْجَمُ الْمُفَهْرَسُ لِألفاظِ الْقُرآنِ» سه آیه را که حروف اصلی فعل‌های آنها «س م ع»، «خ ر ج» و «ذ ه ب» است بیابید.

سوره بقره = آیات 75 - 17 - 23

اَلْأَربَعینیّات

درس 4: اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الْفَرَجِ